بگو گل باران
به قلبم خبر نداد
حالا من کجا هستم
و تو کجایی
بگو تا ماه برنیامده
تا به چشم هایم اشک نیاید
حالا من کجا هستم
و تو کجایی
بیرون برف می بارد
در من باران
گریه نکن عزیز چشم هایم
یکم دیگه صبر کن
یار از دل و درونم می رود
گریه نکن دو چشمانم
یکم دیگه صبر کن
ای ای ای ای
عمرم در حال سوختن است
ای ای ای ای
عمرم در حال سوختن است
بخدا گل باران
خبر نداد به قلبم
حالا من کجا هستم
و تو کجایی
بگو تا ماه برنیامده
تا به چشم هایم اشک نیاید
حالا من کجا هستم
و تو کجایی
بگو باران بگو
از خبر ندادن به قلبم
بگو آسمان
یارم کجاست
بگو تا ماه برنیامده
تا به چشم هایم اشک نیاید
بگو آسمان
یارم کجاست
ای ای ای ای
عمرم در حال سوختن است
ای ای ای ای
عمرم در حال سوختن است
بگو شب نگاه کن از کوه ها با حسرتم
بگو حتی اگر نفهمم که
یارم کجاست
بگو شب نگاه کن از کوه ها با حسرتم
بگو حتی اگر نفهمم که
یارم کجاست
برچسب:
نویسنده: نیکی رحمانی